قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4851

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر وقايع سنهء هفتصد و نود و هفت هجرى [ موافق سال هفتصد و هشتاد و هفتم از رحلت خير البشر ] « 1 » در اين سال صاحبقران گيتىستان متوجه توقتمش خان شد و نخست شمس الدين آلماليقى « 2 » را كه مردى زباندان بود به ايلچيگرى نزد او فرستاد و هرگونه نصايح به او پيغام داد . و توقتمش خان به نفس خود به صلح راضى شد ، اما به سعى مردم نادان جواب‌هاى درشت نوشت . و صاحبقران در دامن كوه البرز عرض لشكر مىديد كه شمس الدين بازآمد . « 3 » و از كنار قلزم تا دامن كوه البرز كه پنج فرسخ است ، لشكرستانى راست مىكردند . و در كتب تواريخ لشكرى به اين عظمت نشان نداده‌اند ؛ چه ، تمام ايران و توران به تصرف آن حضرت بود و مجموع مردم كارآمدنى دنيا جمع شده بودند . و آن حضرت از جواب توقتمش خان در غضب شده از دربند گذشت و به ولايت قپچاق درآمد و ايشان را در ميان گرفت كه اندكى از آنها خلاص شدند . و اورباق « 4 » نام ايلچى [ ى ] از پيش توقتمش خان در اين وقت آمد و چون چشمش بر آن لشكر افتاد حيران و سراسيمه شد و برگشته توقتمش خان را خبر داد كه صاحبقران با لشكرى فزون از حساب رسيد . و توقتمش خان ، قزانچى را كه از بهادران و امراى معتبر او بود ، منقلاى گردانيد . و چون به كنار آب خوى « 5 » رسيد ، صاحبقران به نفس نفيس متوجه او شد و شبگير فرموده صبحى بر سر

--> ( 1 ) . حاشيه ق : 796 . ( 2 ) . ق : اغاليغى ؛ م : اغاليقى ؛ ش : الماليق . روضة الصفا : آلماليغى . تصحيح از ظفرنامه . ( 3 ) . ظفرنامه : « و چون او رسيد امير صاحبقران به آب سمور رسيده بود و در كنار كوه البرز [ كه از آنجا تا دريا هفت فرسخ راه است - روضة الصفا ] . . . لشكر را صف‌ها آراسته جيبه نمودند . » ( 4 ) . ظفرنامه : اورتاق . ( 5 ) . متن : آب قوى .